۱۸۶ نمونه از بخشهای ۲-۲-۱ تا ۲-۲-۷ پژوهش
بزرگترین تفاوتِ صرفِ اسم با فارسی همین است: نشانهٔ جمع به نقشِ اسم در جمله بستگی دارد، نه به خودِ اسم. همان واژه در نقشِ متمّمăn میگیرد، در نقشِ مفعولgo / wo / yo، در نقشِ نهاد فقطo و در نقشِ مضافٌالیه دوبارهăn. به همین دلیل برگردانِ واژهبهواژه جمع نمیسازد: بدونِ تحلیلِ نحویِ جمله، صورتِ درست معلوم نیست.
1- هر گاه اسم در نقش متمّم ظاهر شود با ăn جمع بسته میشود
و در صورتی که به ū، ow و i ختم شود پسوند găn میگیرد
آب به این چوبها نریز.
مفرد: čū
به عموها بگو فردا به باغ بیایند.
مفرد: ămū
آفت از سیبها به دیگر درختان رسیده است.
مفرد: sow
مسعود از این بازیها خوشش نمیآید.
مفرد: kow
بعضی زنان در روز زن از شوهرانشان هدیه میگیرند.
مفرد: ši
و چنانچه مختوم به ă باشد ă به ū تبدیل میشود و پسوند wăn میگیرد
فلانی با برادرانش قهر است.
مفرد: bară
آب از این چاهها نمیتوان برداشت.
مفرد: čă
و اگر بهe ختم شود e به i تبدیل میشود و پسوند yan به آخر آن افزوده میشود
اگرآب به این خارها برسد دوباره سبز میشوند.
مفرد: te
به این چیزها نمیتوان دل خوش کرد.
مفرد: če
2- هر گاه اسم در نقش مفعول ظاهر شود چنانچه مختوم به a باشد a به ū تبدیل میشود
مفعولی که به ū، ow یا i ختم شود در حالت جمع پسوند go میگیرد
مفعولی که به ă ختم شود در حالت جمع ă به ū تبدیل میشود و پسوند wo میگیرد
مفعولی که به e ختم میشود در حالت جمع e به i تبدیل میشود و پسوند yo میگیرد
پدران را دعوت کنید به مدرسه بیایند.
مفرد: pe
در غیر این صورت با تطبیق فعل با مفعول میتوان به جمع بودن اسم پی برد
3- اگر اسم در نقش نهاد باشد o به آخر اسم افزوده شده و با فعل تطبیق میکند
در غیر این صورت چنان چه به a، ă، ū، i و یا e ختم شود نشانهی جمع و تغییرات مصوّت آخر آن همانند متمّم است
4- اگر اسم مضافٌ الیه باشد با ăn جمع بسته میشود
در گویش دِهآبادی اسم معمولاً با افزودن a به آخر آن معرفه میشود
کلماتی که به مصوّت a ختم میشوند دیگر نشانی برای معرفه ندارند
کلماتی که به مصوّت i یا ū ختم میشوند با افزودن g میانجی و a معرفه میشوند
در کلماتی که به مصوّت e ختم میشوند e به i تبدیل میشود و با افزودن y میانجی و a معرفه میشوند
کلماتی که به ă ختم میشوند پس از تبدیل ă به ū با افزودن w میانجی و a معرفه میشوند
1 - برای نشان دادن نکره گاهی از عدد i ( یک ) استفاده میشود که بر سر اسم میآید
2 - گاهی از پسوند e استفاده میشود که در آخر اسم میآید
3 - چنانچه اسم به مصوّت ū و ow ختم شود e نکره به شکل ge ظاهر میشود
6 - گاهی همراه i ( یک ) بر سر اسم، e نیز در آخر اسم به کار میرود
ترتیبِ مضاف و مضافٌالیه مثلِ فارسی است، ولی کسرهٔ اضافه در کار نیست:dim miz یعنی «رویِ میز».
در گویش دِهآبادی مانند فارسی، مضاف مقدّم و مضافٌالیه موخّر میآید. امّا اضافه نشانهای ندارد
هر گاه مضاف به مصوّت a ختم شود در حالت اضافی مصوّت a به e تبدیل میشود
الف- صفت ساده: بین صفت و موصوف نشانهای وجود ندارد مگر این که موصوف به مصوّت a ختم شده باشد که در این صورت مصوّت a به e تبدیل میشود
ب- صفت برتر: موصوفی را با یک یا چند موصوف دیگر در صفتی مشترک مقایسه و بر موصوف یا موصوفهای دیگر برتری میدهند و نشانهی آن tar است
شاهنامه از مثنوی بزرگتر است.
هر چه هندوانه سرختر باشد رسیدهتر است.
ج- صفت برترین: با اضافه کردن terin به پایان صفت، صفت برترین به دست میآید
بیشترین محصول زمستانی دِهآباد گندم است.
گرمترین روز سال در ماه تیر قرار دارد.
د- صفت پرسشی: شامل če ( چه )، čando ( چند )، kodăm ( کدام )، čaγdar (چه قدر )، čandemi ( چندمین ) و čandam ( چندم ).
الف - صفت شمارشی اصلی - صفات شمارشی اصلی و موصوف یعنی معدود آنها، معمولاً مفرد میآیند
نکته: هرگاه صفات شمارشی بین یازده تا نوزده همراه با معدود بیایند مصوت آخر آنها e است
و چنانچه بدون معدود ذکر شوند مصوت آخر آنها o است
ب - صفت شمارشی ترتیبی - به آخر عدد اصلی پسوند am یا emin میافزایند
نکته: در گویش دِهآبادی موصوف با صفت شمارشی ترتیبی پسین از نظر مذکّر و مونّث بودن مطابقت میکند
ج - صفت شمارشی کسری - در صفت شمارشی کسری، نخست عدد جزء ( صورت ) را میگویند بعد واحد اصلی ( مخرج ) و به آخر آن پسوند am میافزایند
نکتهٔ کمنظیرِ این گویش: برای موصوفِ جمع، نشانهٔ جمع بهجای موصوف به صفتمیچسبد — «انارهای آبدار» میشودanăr owdăro.
1- تقدّم یا تاخّر موصوف و صفت در گویش دِهآبادی همانند زبان فارسی است جز این که در گویش دِهآبادی چنانچه صفت توصیفی پس از موصوف بیاید میان موصوف و صفت، کسره نمیآید
2- برای موصوف جمع، صفت جمع آورده میشود به بدین گونه که نشانهی جمع به جای آن که به موصوف بپیوندد به صفت میپیوندد
او نباید درختان سبز را قطع کند
4- در گویش دِهآبادی نشانهی نکره e ( کسره ) در یک ترکیب وصفی همزمان به موصوف و صفت متّصل میشود
5- چنانچه ترکیب وصفی مرکّب از صفت شمارشی ترتیبی پیشین بعلاوه موصوف باشد بعد از صفت شمارشی کسره میآید
دستهٔ اول با فارسی فقط تفاوتِ آوایی دارند (-essăn در برابرِ «ـستان»)؛ دستهٔ دوم در فارسی اصلاً کاربرد ندارند — مثلِ-ănd که معنیِ «آلودگی» میدهد و-ū که نشانهٔ تأنیث است.
-essăn (-estăn = )، پسوند مکان است مانند
-ăvă (-ăbăd = )، پسوند مکان است. مانند
-eki (-aki = )، پسوند نسبت است. مانند
ve- (bi- )، پشوند نفی است. مانند
-ūŋwa (-ăne = )، پسوند شایستگی یا نسبت است. مانند
-văn (-băn = )، پسوند محافظت است. مانند
-giri (-gari = )، پسوند مصدری است. مانند
-iga (-iyye = )، پسوند نسبت است. مانند
-iŋya (= -ine یا -i )، پسوند نسبت و استصاف است. مانند
-ĵăr (-zăr = )، پسوند مکان است. مانند
-ča (-če = )، پسوند تصغیر به معنی کوچک است. مانند
-ănd: این پسوند به معنی آلودگی است. مانند
-ū: پسوند تأنیث است. مانند
-ĵa: پسوند تصغیر مذکّر است. مانند
-ĵū: پسوند تصغیر مذکّر است. مانند
-ga: پسوند مصدری است. مانند
جز تفاوتِ آوایی، یک قاعدهٔ ترتیبی هم هست: در دهگانِ ۲۰، ۳۰ و ۴۰ یکان جلوتراز دهگان میآید — «سی و دو» میشودdo si.
اعداد زیر با فارسی تفاوت آوایی دارند
علاوه بر تفاوت آوایی فوق شمردن اعداد 20، 30 و 40 وقتی همراه با یکان باشند، یکان را در ابتدا و دهگان را پس از آن میآورند
به جای دو پسوند -om و -omin که در فارسی معمول است در گویش دِهآبادی -am و emin- به کار میرود
در گویش دِهآبادی ابتدا عدد بزرگ سپس عدد کوچک بدون پسوند -om تلفّظ میشود