۲۴ صامت، ۱۰ مصوّت و ۲۲۰ نمونهٔ آوایی
گویشِ دهآبادی صداهایی دارد که خطِ فارسی برایشان نشانه ندارد —ŋ(نونِ خفیف در lūŋwa «لانه») یاw(واوِ عربی در ow «آب»). به همین دلیل مؤلف الفبای آوانگاریِ خودش را ساخته و کلِ واژهنامه با همان نوشته شده. این جدول کلیدِ خواندنِ آن است.
| نشانه | توصیفِ آوایی | معادلِ فارسی | نمونه |
|---|---|---|---|
| p | انسدادی، دولبی، بیواک | پ | پیر ( پسر، سالخورده ) |
| b | انسدادی، دولبی، واکدار | ب | بال ( بیل ) |
| t | انسدادی، دندانی، بیواک | ت، ط | تَناف ( طناب ) |
| d | انسدادی، دندانی، واکدار | د | دُت ( دختر ) |
| k | انسدادی، نرم کامی، بیواک | ک | کَرگ ( مرغ خانگی ) |
| g | انسدادی، نرم کامی، واکدار | گ | گامبَز ( گنبد ) |
| γ | سایشی، نرمکامی، واکدار | غ، ق | غَلا ( کلاغ ) |
| č | انسدادی - سایشی، لثوی - کامی، بیواک | چ | چامچَ ( قاشق ) |
| ĵ | انسدادی - سایشی، لثوی - کامی، بیواک | ج | جازی (جهیزیه) |
| f | سایشی، لبی - دندانی، بیواک | ف | فیت ( فوت ) |
| v | سایشی، لبی - دندانی، واکدار | و | واد ( باد ) |
| s | سایشی، لثوی، بیواک | ث، س، ص | سُو ( سیب ) |
| z | سایش، لثوی، واکدار | ذ، ز، ض، ظ | زُما ( داماد ) |
| š | سایشی، لثوی - کامی، بیواک | ش | شیگَن ( شیون ) |
| ž | سایشی، لثوی - کامی، واکدار | ژ | رِژَ ( رژه ) |
| x | سایشی، ملازی، بیواک | خ | خَب ( خوب ) |
| h | سایشی، چاکنایی، بیواک | ح، ه | هَت ( اکنون ) |
| m | غنّهای، دولبی، واکدار | م | مُتبَغ ( مطبخ ) |
| n | غنّهای، دندانی، واکدار | ن | نوغ ( نو ) |
| ŋ | غنّهای، دندانی، واکدار | ن ( خفیف ) | لونوَ |
| l | کناری، لثوی، واکدار | ل | لُس ( کتک ) |
| r | لرزشی، لثوی، واکدار | ر | رَغ ( رگ ) |
| y | ناسوده ( نیمه مصوت )، کامی، واکدار | ی | یَدا ( جدا ) |
| w | ناسوده، دولبی، واکدار | عربی: و | اُو ( آب ) |
| نشانه | توصیفِ آوایی | معادلِ فارسی | نمونه |
|---|---|---|---|
| i | بسته، پیشین، گسترده | ای | زَلی ( زالو ) |
| e | نیمه بسته، پیشین، گشترده | اِ | اِسبِ ( سفید ) |
| a | باز، پیشین، گسترده | اَ | اَبی ( دیگر ) |
| ă | باز، پسین، گسترده | آ | دار ( داس ) |
| o | نیمه بسته، پسین، گرد | اُ | خُل ( خاکستر ) |
| ū | بسته، پسین، گرد | او | اوز ( گردو ) |
| ey | مصوّت مرکّب | اِی | تِیّارَ ( هواپیما ) |
| aw | مصوّت مرکّب | عربی: اَو | سَوز ( سبز ) |
| oy | مصوّت مرکّب | اُی | سُیگَ ( سایه ) |
| ow | مصوّت مرکّب | اُو | خُو ( خواب ) |
همهٔ صامتها جز h وž میتوانند پایانِ تکواژ بنشینند؛ پرکاربردترینها n · y · r و کمکاربردترینها x · p · č هستند. تفاوتِ اصلی با فارسی در مصوّتهای پایانی است:
a در تلفّظ فارسی رسمی فقط در دو تکواژ na ( نه ) و va ( و، واو عطف ) به کار میرود امّا در گویش دِهآبادی در پایان شماری از واژهها از جمله بیشتر واژههایی که در فارسی امروز به " ه "ی غیر ملفوظ ختم میشوند به کار میرود، مانند
مصوّت e نیز در پایان تعدادی از تکواژها میآید
برخلاف زبان فارسی امروز که o تنها در پایان چهار تکواژ to ( تو )، do ( دو )، čo (چو ) و o ( ُ، وُ ) میآید در گویش دِهآبادی علاوه بر واژههای فوق، واژهها و تکواژهای دیگری نیز با مصوّت o پایان مییابند
ū در پایان بسیاری ار واژهها، همچنین بسیاری از اسامی مونّث میآید
مصوّتهای ă و i در گویش دِهآبادی همانند زبان فارسی در پایان بسیاری از واژهها میآیند
تفاوتِ بیشترِ واژههای این گویش با فارسی، واژهٔ متفاوت نیست — همان واژه است که از چند دگرگونیِ آواییِ قاعدهمند گذشته. شناختنِ این قاعدهها یعنی میشود واژهٔ ندیده را هم حدس زد.
مصوّت a در موارد معدودی به ă تبدیل میشود
مصوّت oقبل از صامتn و یا m به ăتبدیل میشود
مصوّت ăقبل از خوشهی پایانیne بهū تبدیل میشود
مصوّت ă در موارد معدودی به a تبدیل میشود
ă هنگامی که پیش از b ( ب ساکن ) قرار گیرد به جای هر دو، مصوّت مرکّبow میآید
در برخی کلمات مصوّت ū به i تبدیل میشود
مصوّت ū در برخی کلمات به ă تبدیل میشود
مصوّت i در برخی کلمات به e تبدیل میشود
مصوّت i در برخی کلمات به ă تبدیل میشود
صامت b در برخی کلمات به v تبدیل میشود
تبدیل صامت x به h که در معدودی از کلمات دیده میشود
تبدیل صامت t از گروه صامت st در تمام کلمات از این نوع دیده میشود
تبدیل صامت f به w در برخی کلمات به چشم میخورد
تبدیل صامت b به w در گویش دِهآبادی در موارد متعدّد دیده میشود
صامت x و f قبل از t به t تبدیل میشود
تبدیل y میانی بعد از مصوّت i به g در بسیاری از کلمات دیده میشود. در زبان فارسی امروز تکواژهایی مانند سیاه، پیاده، خیابان و... به چشم میخورند که اغلب فارسیزبانان برای تلفّظ این کلمات پس از اوّلین صامت، مصوّت e و پس از آن صامت y میآورند. حال آنکه در گویش دِهآبادی اغلب صامت y به g تبدیل میشود و در مرز دو تکواژ نیز که e بر y مقدّم میشود این تبدیل آوایی صورت میگیرد
صامت x در برخی کلمات به γ تبدیل میشود
صامت d در بعضی کلمات به t تبدیل میشود
صامت v در بعضی کلمات به y تبدیل میشود
صامت h نیز در بعضی کلمات به y تبدیل میشود
تبدیل صامت s به t به ندرت دیده میشود
ابدال صامت s به š در بعضی کلمات به چشم میخورد
ابدال صامت f به m به ندرت مشاهده میشود
ابدال صامت r به l که هر دو از صامتهای دندانی - لثوی هستند، امکانپذیر است
ابدال صامت g به γ که هر دو از صامتهای واکدار هستند به سبب قریبالمخرجی امکانپذیر است
صامت n پیش از b به صامت m تبدیل میشود
ابدال صامت h به w به ندرت صورت میگیرد
ابدال صامت d به y نیز به ندرت امکانپذیر است
ابدال صامت b به f در گویش دِهآبادی مشاهده میشود
ابدال صامت v به f در برخی کلمات آشکار است
تبدیل صامت d به r به ندرت صورت میگیرد
تبدیل صامت z به d در برخی کلمات امکانپذیر است
ابدال صامت v به g نیز به ندرت مشاهده میشود
هماهنگی مصوّتها در برخی از کلمات گویش دِهآبادی دیده میشود
حذف صامت d در پایان برخی از کلمات گویش دِهآبادی صورت میگیرد
حذف b در پایان بعضی از کلمات مشاهده میشود
h در پایان تمام کلمات در گویش دِهآبادی حذف میشود
همچنین در بیشتر موارد h در وسط کلمات نیز حذف میشود
در برخی از کلمات گویش دِهآبادی فرایند واجی قلب شکل میگیرد
بسامد استفاده از تشدید در گویش دِهآبادی زیاد است، به طوری که بیش از 13/0 (سیزده درصد) واژههای ثبت شده مشدّد هستند
در برخی کلمات گویش دِهآبادی افزایش واج به چشم میخورد
جالبترین بخشِ پژوهش: این گویش چند صورتِ کهن را نگه داشته که فارسیِ امروز رهایشان کرده. ادامهٔ همین بحث در واژگانِ همگون با پهلوی است.
پسوند - ama باستانی که در اعداد ترتیبی به کار میرود در گویش دِهآبادی به am- تبدیل میشود
مصوّت e پایانی که در رسمالخط فارسی برای نشان دادن آن از نویسهی " ه " استفاده میشود و اصطلاحاً " هاء غیر ملفوظ " و یا " هاء بیان حرکت " نامیده میشود در گویش دِهآبادی a تلفّظ میشود که به تلفّظ فارسی میانهی آن نزدیک است
در گویش دِهآبادی هنوز در برخی کلمات تلفّظ قدیمی w که مبدّل p باستانی است باقی مانده و تبدیل به b نشده است، مانند
واج v آغازین باستان همچنان در بسیاری از کلمات باقی مانده و به b و یا y تبدیل نشده است
در این گویش بر خلاف فارسی باستان و میانه و فارسی امروز، واج r از ستاک فعل مضارع از مصدر " کردن " حذف نمیشود
y آغازین در فارسی باستان هنوز در بعضی از واژگان گویش دِهآبادی بر جای مانده است