۵ بخش از کتابِ فرهنگ مردم دهآباد (دیاوا)
مراسم در طول سال شمسی و قمری
چهارشنبه سوری
در دِهآباد رسم بود در چهارشنبه ی آخر سال پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» کپه میکنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع میشوند و بوته ها را آتش میزنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته میپرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی میخوانند.زردی من از تو سرخی تو از من غم برو شادی بیا محنت برو روزی بیا ای شب چهارشنبه ای کلیه جاردنده، بده مراد بنده
مراسم کوزه شکنی :مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی،کمینمک به علامت شور چشمی، و یکی سکه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین میاندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود میچرخاند و آخرین نفر، کوزه را بر سر بام خانه میبرد و آن را به کوچه پرتاب میکند و میگوید: «درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه» و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور میکنند.
قاشق زنی:زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با کاسه ای مسین برمیدارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه میافتند و در برابر هفت خانه میایستند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه میزنند. صاحب خانه که میداند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در کاسه های آنان میگذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر میاندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود میروند.
پنج شنبه پایانی سال
این یکی را همه ایرانی ها خوب میشناسند. بله، رفتن به دیدار اهل قبور. احترام عزیزان سفر کرده به دیار حق. خوب اهالی روستای دِهآباد هم جزیی از ایرانیانند!
عیدنوروز
با نزدیک شدن سال جدید در این روستا شور و شوق و جنب و جوش خاصی است که در بین مردم، گذرگاهها و اماکن بوجود میآید مردم از چند هفته قبل از نوروز شروع به نظافت خانه میکنندقدیم ها که بیشتر خانه ها هنوز کاهگلی بود اهل خانه برای تمیز کردن دیوارها، مقداری خاک و آب و کاه را باهم مخلوط میکردند و آن را به دیوارهای خانه به خصوص بهترین اتاق که میخواستند مهمانها را در آن جا پذیرایی کنند میمالیدند و یا حتی به سقف میپاشیدند. کاهگل تازه باعث نو نوار شدن خانه ها میشد همان طور که امروزه دیوارخانه ها را رنگ میکنند.با این فرق که دیگر نقاش نمیخواست!
شستن و رفتن هم که جز جدایی ناپذیر خانه تکانی ایرانی است. از شستن کاسه وبشقاب گرفته تا شستن قالی وگلیم.نان میپختند ورشته درست میکردند. ولی روز اول اسپند خانه را جارو نمی کردند!، قدیمی ها میگفتند نباید ا ول اسپند خانه را جارو کردچون باعث میشد مورچه ها در خانه زیاد شوند! زنان دوهفته قبل از سال تحویل به تعداد اعضای خانوده یک مشت گندم یا عدس برداشته وآن را سبز میکردند.تقویم آن روزگار روستای دِهآباد برابر با ۳۶۰ روز بود به قول خودشان رعیتی. یعنی پنج روز از سال خورشیدی را حساب نمیکردند و آن را جداگانه پنجه مینامیدند. ( شبیه تقویم زردشتی ) که آن هم ریشه در گذشته بسیار قدیم آنان داشت. بانوان خانه تمام تلاش خود را میکردند تا خانه تکانی ر قبل از پنجه به پایان برسانند. در حقیقت پنجه به نوعی ابتدای نوروز محسوب می شد
تحویل سال
قبل از سال تحویل سفره ای در اتاق پندری (پذیرایی امروز)پهن میکردند سفره ای که ساده و بی آلایش بود. در آن سبزه، چند تخم مرغ که رنگ شده بود یک کاسه آب. یک سینی نان محلی،یک جلد قرآن،مقداری شیرینی مقداری خشکبار که خود درست کرده بودند مثل کشمش، برگه،پیشه (هسته ی زرد الو که شیرین می کردند) برسرسفره قرار میدادند در هنگام سال تحویل همه دور سفره جمع میشدندوسال را با خواندن قرآن وذکر دعاوصلوات آغاز میکردند برخی خانوادههای عزادار و داغدیده ، سال جدید را بر سر خاک عزیزان خود سپری میکنند و برخی نیز سبزه را بر سر قبر آنان میگذارنددر سال های اخیر بیشتر خانواده ها سال تحویل به زیارت آقاعلی عباس مشرّف میشوند
دیدوبازدید
از همان روز اول دیدو بازدید ها شروع میشد بیشتر مواقع دسته جمعی. یعنی مردان آبادی با هم جمع میشدند به خصوص آنها که اهل یک خانواده یا طایفه بودند در ابتدا به دید و بازدید خانواده هایی می روند که در سال گذشته یکی از بستگان آنها فوت کرده باشد یا به اصطلاح عزادار باشند و بعد به دیدن بزرگ ترین فرد طایفه میرفتند بعد از روبوسی و حال و احوال، همگی دور سفره ی هفت سین مینشستند و تا میزبان وسایل پذیرایی را( که معمولا خشکبار محصول خودش مثل بادام و دانه و برگه زرد آلو و... بود ) را می گذاشت خورده و نخورده همگی از جا بر میخواستند و با وجود اصرار صاحب خانه، در حالیکه در حال پوشیدن گیوه هایشان بودندخانه را ترک کرده و به خانه بعدی میرفتند.جالب اینکه صاحب خانه هم با آن ها همراه میشد. این جور بود که نهایت دید و بازدید نوروز شاید به دوروز هم نمیرسید. و معمولا از روز سوم به بعد همه به سر کارشان ( زراعت ) میرفتند. بعداز دید وبازدید مردان، زنان ودختران با هم جمع میشدند وبه دیدن بزرگتر ها میرفتند. پدر بزرگ ها ومادر یزرگ هابا توجه به وسع خود همیشه به کوچک ترها عیدی میدادندعیدی آن ها عبارت بود از پول یا خشکبار.
عید نوروز در ماه محرم
اگر نوروز در ماه محرم یا صفر بیفتد در اعیاد قربان و غدیر که پیش از دهه محرم است به عید مبارکی میروند و گندم سبز میکنند ممکن است در نوروز سفره ی مختصری که حاوی قرآن مجید، سبزی، آینه و میوه است انداخته شود ولی دید و بازدید به صورت عادی و معمولی مفهومی ندارد
عید نوروز درماه رمضان:اگر عید نوروز در ماه رمضان بیفتد سفره انداخته میشود ولی دید و بازدیدها عموماً در ساعات بعد از افطار و در شب صورت میگیرد
سیزده به در و بازی های محلی
سیزده به در یا به قول امروزی ها روز طبیعت!! برای اهالی روستای دِهآباد رفتن به صحرا وباغ هایشان بود. یکی دو روز به سیزده مانده، خانواده ها با یاری ِ یکدیگر ناهار و خوراکی های روز سیزده را فراهم میآورند. از صبح روز سیزده اهالی به صحرا وباغ میروند و به جشن و شادی و بازی میپردازند پس از نیمروز و پس از خوردن کاهو و سکنجبین (سرکه انگبین، سرکه انجبین) و یا شبدر و شنبلیله و گاه یونجه با سرکه،ظرف های آش رشته پیش کشیده میشود در این روز پسرها و دخترهای جوان به امید برآورده شدن آرزوها و یا یافتن همسری مناسب سبزه ها را گره میزنند. اعتقاد بر این است که وقتی گره سبزه ها باز شوند تمامی مشکلات حل میشوند و آنها به آرزوی خود میرسند. مرسوم است که هنگام گره زدن سبزه دخترها چنین زمزمه کنند: "سیزده به در، سال دگر، بچه بقل، خونه ی شوهر". آن هاپس از به آب سپردن سبزه هاشان که نمود پیوستن به طبیعت میباشد، ومعتقدندکه این سبزه تمامی دردها و بیماریها را در خود جمع نموده است. در پایان روزبه خانه هایشان باز میگردند
ولی در عید نوروز و به خصوص سیزده به در بازی هایی هم انجام میشد، بازی های محلی: مثل الک دولک .
نیمه شعبان
شب برات
مردم دِهآبادنیز همچون مردم بعضی مناطق شبهای دوازدهم و سیزدهم و چهاردهم ماه شعبان را برات می نامند و در آن شبها بر سر گورها می روند و برای مردگان فاتحه می خوانند و طلب آمرزش می کنند وخیرات (خرما شیرینی نقل نان چربک می پزند ) می کنند.
روغن جوشی گرده های نانی است که از خمیر به اندازه یک بشقاب کوچک درست می کنند و به جای آن که در تنور بپزند میان روغنی که در ظرفی داغ کرده اند می اندازند تا پخته و سرخ رنگ شود.
پس بیرون می آورند و گرده دیگری را در روغن می افکنند و در آخر بر روی آنها خاکه قند می پاشند و بسی خوش طعم و لذیذ می گردد. و این روغن جوشی را فقط در این شبها درست می کنند.
این سه شب اختصاص به مردگان دارد و شب پانزدهم ماه شعبان هم عید زنده هاست که آن را عید برات می گویند و در آن شب چراغ برات ( جراغ توری ها) را روشن میکردندو جشن میگرفتند
عید قربان
گوسفند مزبور باید کاملاً سالم باشد و هیچ نوع لک یا خالی نداشته باشد تا نموداری از پاکی و پاکدامنی اسحق باشد. روز عید که فرارسید قربانی را که با نوارهایی از پارچه هایی رنگارنگ و مهره های الوان و چیزهای دیگر تزیین میکنند و صورت و دست و پا و سایر قسمت های بدنش را با حنا رنگ میکنند.
چله
چله زمستان و مراسم مربوط به آن
مراسم شب چله مراسمی است فراگیر، که در همه شهرها و روستاهای ایران با تفاوت هائی جزئی برگزار میشود. دردِهآباد نیز از دیرباز برگزار میشده.در شب های سرد زمستان و در زیر کرسی های گرم اجرای چنین مراسمی دارای جاذبه ای خاص بود.زن های با سلیقه از چند روز قبل مقدمات این شب را فراهم میکردند تنقلات این شب را مقداری خشکبار مانند گردو، بادام، گندم و شاهدانه برشته، قیسی، برگه، کشمش، تخم هندوانه و خربزه بو داده که در تابستان جمع آوری شده بود، بعضی خانواده ها که قدری متمکن تر بودند از برگه های زرد آلو (جوز قند) درست میکردند به این ترتیب که در تابستان درون برگه های زرد آلو مغز گردو و مغزبادام وشکرکه آسیاب کرده بودند قرار میدادند و سپس میگذاشتند در آفتاب خشک شود یا چند عدد هندوانه و انار که زیر کاه یا ماسه پنهان کرده و مقداری انگور بند (انگور هایی که در اواسط پاییز برروی درخت در کیسه میگذاشتندتا ازنیش زنبور و سرما در امان باشد) برای این شب نگهداری میکردند بیرون میآوردند کدبانوی خانه تنقلات یاد شده ومیوه هارا را در سینی یا در سفره ای روی کرسی یا گوشه ای از اطاق پهن میکرد در شب چله مرد خانواده زودتر از هر روز دیگر کشت و کار را تعطیل میکرد و به جمع خانواده میپیوست.فامیل ها دور هم در خانه ی بزر گ خانواده جمع میشدند .بزرگ ترها با گفتن قصّه یا چیستان و یا هر مطلب سرگرم کننده ی دیگر، خوراکی ها را بین دیگران تقسیم میکردند این مراسم مخصوصا برای بچّه ها لذت بخش بود.
چله بزرگ (چله بزرگه) Chella – Bozorga
از اول دی ماه تا چهل روز بعد، یعنی دهم بهمن را چله بزرگه مینامند در این چهل روز شدت سرما بسیار است و بیشترین برف هائی که موجب بسته شدن کوچه ها و خیابان ها و جاده ها میشود و زحمت زیاد به بار میآورد در این مدت میبارد.
چله کوچک (چله کوچکه)
از دهم بهمن به مدت ۲۰ روز بعد را چله کوچکه مینامند گرچه (تشک Tesh , ke) سرما یعنی شدت سرما کمتر شده ولی هنوز تا نیمه اول اسفند هم شدت سرما حس میشود در بعضی سال ها در اوایل اسفند، هوا بسیار سرد میشد و برف های پی در پی میبارید، ولی به واسطه اینکه زمین آهسته آهسته گرم میگردید و به اصطلاح محل نفس میزد، یخبندان کمتر بود.
رمضان
رمضان ماه تزکیه نفس و ماه مهمانی خداوند است. در این ماه پر برکت آداب، آیین ها و شعائر اسلامی بسیاری برگزار میشود که همگی در زمره میراث معنوی به شمار میرود. نمونه اشعار و ابیات شب خوانی (شوخوانی) که با نغمه خوش شوخوانان هنگام سحر از مناره مساجد و بام خانه ها به گوش میرسد. از جمله جلوه های میراث معنوی این ایام است که از دیر باز تا کنون پابرجاست. اهالی دِهآباد برای استقبال از ماه رمضان دیوارهای کاه گلی خانه خود را با دوغاب گل قرمز رنگ جلوه ای تازه میبخشند و همانند مردمان دیگر آبادی ها و شهر ها به غبار روبی مساجد و خانه ها اهتمام میورزند.مجالس تلاوت قرآن و بیان احکام شرعی در این ایام برپا شده و نمازهای جماعت با صفوف فشرده اقامه میشود. اطعام و اکرام ایتام و گستردن سفره های افطار و سحر از دیگر آیین های مبارک این ماه پر فیض به شمار میرود.سفره های پر برکت رمضان با انواع غذاها و نان های محلی به خوبی آراسته شده و مهمانان الهی به دور آن پذیرایی میشوند. لیالی قدر با آداب خاص، خواندن ادعیه وطلب مغفرت و حاجت اوج شکل گیری آیین های رمضان است.
آیین هوی هوی
یکی از آیین های پسندیده و انسانی که از قدیم در ماه مبارک رمضان دردِهآباد برگزار
می شده و امروزه هم کم وبیش برگزار می شود « هوی هوی » است. این رسم قدیمی توسط بچه ها و جوانها از شب سیزدهم ماه رمضان آغاز و تا شب پانزدهم که مردم دِهآباد به آن «شب نیمه» میگویند ادامه دارد. هر دسته ی « هوی هوی » از چهار تا پنج و گاهی بیشترتشکیل میشود و هر محله برای خود دسته ای دارد. این عده بنا به قول و قراری که بین خودشان میگذارند بعد از افطار در محل معینی جمع میشوند و از بین خود یک صندوق دار و یک میدان دار انتخاب میکنند. وظیفه صندوق دار جمع آوری پول یا خوراکیهایی مثل سکه،آجیل، برگه قیصی، کشمش،خرما، گردو و بادام است. میدان دار هم باید خوش صدا باشد و وظیفه اش خواندن ابیات هوی هوی است.
بقیه جوانها و بچه ها هم باید همصدا میدان دار را همراهی کنند.پس از انتخاب صندوق دار و میدان دار بچه ها سه صلوات بلند میفرستند تا اگر از افراد گروه کسی جا مانده باشد، حاضر شود. پس از اینکه همه جمع شدند از اولین خانه « هوی هوی »را آغاز میکنند. در خانه را میکوبند و پس از شنیدن جواب، میدان دار شروع به خواندن میکند و بقیه جواب میدهند.
در شب های سیزدهم وچهاردهم ماه رمضان این ابیات را میخواندند:
رمضانم رمضانم رمضان « هوی هوی »
رمضان آمدو مهمانش کنیم « هوی هوی »
گاووگوساله به قربانش کنیم « هوی هوی »
گاو و گوساله اگر دستش نرسه « هوی هوی »
عروس چارده ساله به دستش برسه « هوی هوی »
رمضان برخیز تا سحر خوریم « هوی هوی »
نان و فالوده با عسل خوریم « هوی هوی »
نان و فالوده با شاخه نبات « هوی هوی »
تنباکو را گل نم کن « هوی هوی »
آتیش بر سرش جمع کن « هوی هوی »
تا ما بکشیم دودی « هوی هوی »
آواره شویم زودی « هوی هوی »
***********************
رمضانم رمضانم رمضان « هوی هوی »
امشب است نیمه ی ماه رمضان « هوی هوی »
رمضانم رمضانم رمضان « هوی هوی »
کشکش وبادام وفندق خوب است « هوی هوی »
ازبر طفلان خودت مقبول است « هوی هوی »
رمضان آمد ومهمانش کنیم « هوی هوی »
گاو وگوساله به قربانش کنیم « هوی هوی »
***********************
امشب، شبِ نیمه است که ما میهمانیم « هوی هوی »
از ما حرجی نیست که ما طفلانیم « هوی هوی »
تنباکو را گل نم کن « هوی هوی »
آتیش بر سرش جمع کن « هوی هوی »
تا ما بکشیم دودی « هوی هوی »
آواره شویم زودی « هوی هوی »
بشقاب را پر از کلوچه و حلوا کن « هوی هوی »
بردار و بیار به دامن ماها کن « هوی هوی »
تا بچه ها راضی بشن « هوی هوی »
از در خونه راهی بشن « هوی هوی »
حق عمرش بده آمین
برکتش بده آمین ***********************
امام اولم گویم علی را هوی هوی
امام دومم گویم حسن را هوی هوی
امام سومم گویم حسین را هوی هوی
امام چهارم زین العبادین هوی هوی
امام پنجم محمد باقر هوی هوی
امام ششم جعفر صادق هوی هوی
امام هفتم موسای کاظم هوی هوی
امام هشتم امام رضا هوی هوی
و الی آخر
سپس میاندار بلند صلوات میفرستد
میاندار دست به دعا بر می داشت و به حق آیات شریف قرآن صحت و سلامتی، عاقبت به خیری، شکوه و جلال و فرو نیک روزی، زیارت عتبات، آمرزش گناهان و شفای بیماران، مغفرت برای اموات و طول عمر برای اهل منزل و صاحب خانه طلب می کرد و به پاس این نیکی و خیر خواهی، صاحب خانه تحفه و هدیه ای به گروه می داد.
شب های قدر وشب بیست ویکم در روز شهادت امام علی(ع) اهالی نقاط مختلف استان دِهآباد بنا بر باوری قلبی از انجام کارهای روزمره دست کشیده و در مجالس و محافل عزاداری شرکت میکنند حرکت دستههای سینه زنی همراه با حمل نشانههای سوگواری خود نشانی است از آیین های رایج در این ماه ُپر سعادت.بیست و هفتمین روز از ماه رمضان
در این روز در دِهآباد زنان در مسجد جامع مابین دو نماز ظهر و عصر به نیّت بر آورده شدن حاجات خود اقدام به دوخت کیسه پارچه ای کوچکی تحت عنوان کیسه مُراد کرده و به باور برکت سکه ای را در میان آن نهاده و تا سال دیگر نزد خود نگاه میدارند. چه بسیارند زنانی که تشرّف سفرهای زیارتی خود در طول سال را با اندوخته ای هر چند اندک از میان همین کیسه بدست آورده وزنان و دخترانی که به جهت برآورده شدن حاجاتشان مقداری پارچه ونخ را بین دیگر نماز گزاران تقسیم میکنند. یا چادر نماز دختران دم بخت بدون آن که او بفهمد چند کوک میزنند شادی ناشی از کشتن قاتل ملعون امام علی(ع) در این روز آدابی دیگر از جمله سوراخ کردن گوش دختران خردسال و بریدن چادر ولباس برای عروسی را سبب شده است.
عید فطر
در آخرین روز از این ماه مردان وزنان با انجام غسل و تطهیر و فراهم آوردن زکات فطریه به استقبال از عید بزرگ فطر میروند. عیدی که منشأ شکل گیری آیین های بیشماری همچون اقامه نماز، عیادت از خانواده های سوگوار، صله رحم، زیارت قبور و بقاع مذهبی و ارسال هدیه برای نوعروسان و برقراری مصالحه بین افراد است.
عید قربان:یکی از اعیاد بزرگ اسلامی است که در روز دهم ذیحجه هر سال برگزار میشود. در این روز که حاجیان پس از وقوف در عرفات و مشعر به منی میروند و رمی جمره میکنند. یکی دیگر از واجبات حج که قربانی کردن ( شتر یا گاو و یا گوسفند) است را انجام میدهند و این روز را جشن میگیرند، گاو و شتر و گوسفند قربانی میکنند و به دوستان و مستحقان میدهند و نماز مخصوص عید خوانده میشود. مراسم این عید در دِهآباد طرز بسیار با شکوهی برگزار میگردد. این عید را عید قربان مینامند و معتقدند که این روز همان روزی است که حضرت ابراهیم خواست پسرش اسحق را (که او را سماعیل مینامند ) برای خداوند قربانی کند. از چند روز قبل از فرارسیدن این عید، خانواده هایی که نذر دارند سعی میکند گوسفندی خوب از بین گوسفندان خود جدا می کند تا آن را قربانی نماید و به همین دلیل هم آن را گوسفند قربانی مینامند.آنها از این گوسفند خیلی خوب نگاهداری و مراقبت به عمل میآورند گوسفند مزبور باید کاملاً سالم باشد و هیچ نوع لک یا خالی نداشته باشد تا نموداری از پاکی و پاکدامنی اسحق باشد. روز عید که فرارسید قربانی را که با نوارهایی از پارچه هایی رنگارنگ و مهره های الوان و چیزهای دیگر تزیین میکنند و صورت و دست و پا و سایر قسمت های بدنش را با حنا رنگ میکنند.
شتر کشون
سنت شترکشی این سنت رو به فراموشی است اما هنوز این رسم برگزار میشود هرچند به صورت محدود و با اخذ مجوز. مراسم به اینگونه بود که هر محله ای برای خود شتری تهیه میکرد و با زدن گل و پرچم وزنگوله به شتر در درب منازل برای شتر قربانی وجه یا هدیه ای میگرفتند و در روز عید قربان شتر را با مراسم خاصی که با علم و کتل و شیپور و موزیک همراه بود حرکت میدادند و در محلی که از قبل تعیین شده بود دعا میخواندند سپس شتر را نهر (میکشتند) میکردند و گوشت شتر قربانی را به اهل محل و مستمندان و همچنین به نیت تبرک بین همگان توزیع میکردند.
عید غدیر خم: ۱۸ ذی الحجه نیز یکی دیگر از روزهایی است که برای دِهآبادی ها عید میباشد و آن را عید غدیر خم مینامند و آن روزی است که پیامبر(ص) نه روز قبل از وفاتش خلافت را به حضرت علی (ع) واگذار کرد. در این روز در دِهآبادمردم به جشن و مهمانی میروند و سعی میکنند که بیشتر مراسم شاد از جمله عروسی را در این روز بگیرند و عقیده دارند اگر اسباب کشی را دراین روز انجام دهند خوش یمن است و برای آنها شادی به همراه میآوردمراسم عزاداری در دِهآباد
آئین های عزاداری ماه محرم همه ساله در سراسر ایران با شور و عشق خاص مردم به اباعبدالله الحسین(ع) برگزار میشود و عاشقان آن حضرت ارادت و تجدید میثاق خود را هر سال در قالب عزاداری مستحکم تر میکنند. این آئین های عزاداری به فراخور فرهنگ و شیوه های مرسوم هر منطقه و استانی متفاوت است و از دیرباز همواره در قالب هیات های مذهبی و راه اندازی دستجات و تکایا برگزار شده است. با وجود گذشت بیش از یک هزار سال از مصیبت شهادت امام حسین(ع) و یاران وفادارش نه تنها از عمق این حادثه کاسته نشده بلکه هر چه میگذرد عاشورا قلمروی گسترده تر شده و آیین های عزاداری باشکوه بیشتری برگزار میشود.
در دِهآباد نیز مانند سایر مناطق ایران برگزاری این مراسم از قدمت دیرینه برخوردار است چنان که آقای معتمدی در کتاب عزاداری شیعیان چنین نقل میکند:
نخل برداری اهالی قریه العباد در ماه محرم
برداشتن نخل که از پرشورترین اقسام عزاداری اهالی قریه العباد (دِهآباد ) در ماه محرم است به این کیفیت است که جمعیت قریه از صغیر و کبیر و مرد و زن و عالی و دانی بعدازظهر روز عاشورا در حسینیه و پای نخل آن اجتماع نموده و بعد از خاتمه مجلس روضه خوانی با گفتن چند مرتبه یا حسین به صدای بلند نخل را از حسینیه خارج نموده و پایه های آن را بر دوش گرفته و در حالی که پرچم ها پرچم ها و توغ ها و علم های عزا در جلوی آنان است و جمعیت قریه در اطراف نخل و به دنبال آن بر سر و سینه میزنند و خاک عزا بر سر میریزند و نوحه خوانی مینمایند به طرف قبرستان و مزار دِهآباد که انتهای مسیر عزاداری از قدیم الایام بوده و میباشد حرکت مینمایند و در چند نقطه و محله توقف مینموده بعد از دعا کردن از برای گذشتگان اهل آن قریه و محله و جمعیت طلب مغفرت و فاتحه خوانی مینمایند.
از جمله اشعاری که در پای نخل مرسوم است میخوانند این اشعار است:
روز عاشورا است امروز ⁕ کربلا غوغـاست امروز
محشر کبرا است امروز ⁕ بی پسر زهرا است امروز
خونجگر لیلاست امروز ⁕ آه و واویلاســت امروز
***
امروز عاشورا یا عید قربــان است ⁕ جسم حسین عریان اندر بیابان است
سرهای اولاد پیغمبر خاتم ⁕ در کربلا بر نوک نی نمایان است
زهرای اطهر از این ماتم عظمی ⁕ در جنّت المـأوی گیسو پریشان است
پیغمبر اکرم بنشسته اندر غم ⁕ مولا علی دلخون و دیده گریبان است
جن و ملک گریان عرش خـدا لرزان ⁕ صاحب عزا یاران خلّاق سبحان است
***
یا زهرا کشتند فرزند تو را ⁕ یا زهرا آتش زدند بر خیمه ها
یا زهرا عالم شده ماتم سرا ⁕ یا زهرا زینب به غم شد مبتلا
یا زهرا بنما گذر بر کربلا ⁕ یا زهرا شد خاک غم بر فرق ما
***
یـا رســــول الله حسینـت کـشته شد ⁕ پیکـرش در خاک و خون آغشته شد
بازوی سجاد زین العابدین ⁕ در غل و زنجیر دشمن بسته شد
***
این روز عاشورا است ⁕ یا عید قربان است
جسم حسین عریان ⁕ اندر بیابان است
گل های پیــغــمـبـر ⁕ در کربــــــلا پرپر
هریک به خون غلطان ⁕ از جور عدوان است
رأس حســـــین و ⁕ اصحاب و جوانانش
بر ناوک نیــــــزه ⁕ از کین نمایان است
پیــغمـبـر خاتـــم ⁕ از این غم و مـــاتم
در جــنّه المـــأوی ⁕ سر در گریبان است
صـدیقــه ی کبـرا ⁕ زین مـــاتم عظمی
از دیده گـــــریبان ⁕ و گیسو گریشان است
***
یا فاطمه پرپر شد گل های گلستانت ⁕ در کرببلا بی سر افتاده عزیزانت
لب تشنه حسینت را کشتند ز کین اعدا ⁕ افتاده به خون غلتان آن نور دو چشمانت
یا فاطمه از جنت در کرببلا بنگر ⁕ بر نوک سنان رفته رأس مه تابانت
یا فاطمه سوزاندند از کینه خیامش را ⁕ شد خاک عزا زین غم بر فرق محبانت
حامیان نخل باید سیاه پوشیده و شال عزا به گردن داشته باشند.
در قریه العباد از قدیم الایام رسم و رایج بوده کسانی که میخواستند پایه های نخل را که تابوت و جنازه ی تشبیهی امام علیه السلام است بر روش بگیرند، بایستی لباس سیاه پوشیده و پارچه ی سیاهی نیز به عنوان شال عزا بر گردن داشته باشند و مقداری گل نیز به عنوان خاک عزا بر جلو سر و پیشانی خود مالیده باشند، که این خاک غزا تا پایان مراسم عزاداری بر سر آن ها باقی باشد و با پای برهنه در زیر تابوت و جنازه ی تشبیهی امام علیه السلام رفته و حرکت مینمایند و با اینحال و کیفیت عزاداری نمایند و این سنت حالیه که تمدن و زینت فرنگی مآبانه همه را در بر گرفته در قریه العباد و سایر اماکن در حال از بین رفتن است.
ضمناً پایه های نخل آن مانند سایر اماکن موروثی است و دو پایه ی آن متعلق به اهالی قریه ی اریسمان است که بایستی همه ساله در روز عاشورا و بیست و یکم ماه رمضان مانند پدرانشان حمل نموده و با مردم قریه العباد در عزاداری شرکت داشته باشند.
نخل برداری اهالی قریه العباد در ماه رمضان
اهالی محترم قریه العباد کاشان که همگی و همیشه مسلمان و شیعه ی دوازده امامی مذهب بوده و هستند در ماه مبارک رمضان علاوه بر اقامه ی نامز جماعت و مجلس قرائت قرآن و احکام شرعیه در تمام شبها و احیای لیالی قدر به مناسبت فرارسیدن ایام شهادت مولای متقیان و امیر مؤمنان حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام از شب نوزدهم تا بیست و یکم مجلس روضه خوانی و برنامه ی سوگواری خاصی منعقد نموده و در خاتمه ی مجلس به سینه زنی و نوحه خوانی میپردازند و صبح روز بیست و یکم همگی در حسینیه و پایگاه نخل اجتماع نموده، بعه از خاتمه ی مجلسروضه خوانی نخل را به عنوان جنازه تشبیهی و حجله ی عزای امیر مؤمنان ف برای اقامه عزاداری سنتی بر دوش گرفته و بر سر و سینه زنان و نوحه کنان خاک عزا بر سر ریخته و با پرچم ها و توغ ها و بیرغ هایی که در جلوی آنان در اهتزاز است به طرف قبرستان و مزارقریه العباد که انتهای مسیر عزاداری بوده و میباشد حرکت مینمایند و در طول راه اکثراً این شعر را میخوانند:
یاران، امام ما را وقت نماز کشتند ⁕ آن حجت خدا را وقت نماز کشتند
داماد مصطفی را وقت نماز کشتند ⁕ سلطان اولیا را وقت نماز کشتند
***
از تیغ ابن ملجم فرق علی دو تا شد ⁕ فریاد واعلیّا از قدسیان به پا شد
از خون مرتضی شد محراب کوفه رنگین ⁕ بانگ عزا و ماتم از شیعیان بپا شد
کشتند امام ما را سلطان اولیا را ⁕ خاک مصیبت و غم بر فرق ماسوا شد
عزاداری اهالی قریه العباد در ماه محرم و غیره
در هفت فرسخی کاشان قریه ای است به نام دِهآباد که نام قدیمی آن قریه العباد بوده است و فاصله ی آن تا زیارت امامزاده علی عباس قریب یک فرسخ میباشد و حدود دو هزار نفر جمعیت دارد.
ضمناًَ بسیار از اهالی آن در خارج این قریه اقامت نموده و زندگی مینمایند و مشهورترین محلات آن محله ی میان ده و محله ی باغات و محله ی بالا است و دارای سه مسجد است به نام های مسجد پائین و مسجد باب الحسین علیه السلام و مسجد جامع.
حسینیه ی قدیمی و معروفی نیز دارد که محل اجتماع اهالی و انعقاد مجالس روضه خوانی و مراسم عزاداری سنتی است و پایگاه نخل این قریه نیز میباشد و متجاوز از پانصد سال قدمت دارد، حسینیه ی مذکور را همه ساله در ماه محرم سیاهپوش نموده و از شب اول تا آخر ماه محرم و در بعضی سنوات تا شب اربعین امام حسین علیه السلام یا تا آخر ماه صفر در آن اقامه ی مجلس روضه خوانی مینمایند و در شب های هفتم و هشتم و نهم و دهم به سینه زنی و نوحه خوانی میپردازند.
ضمناً ده روز در ایام عاشورا نیز عصرها در حسینیه ی مذکور اقامه ی مجلس روضه خوانی نموده و در روزهای هفتم و هشتم و نهم به سینه زنی و زنجیر زنی میپردازند و در روز عاشورا به دنبال نخل به عزاداری میپردازند.
از قدیم الایام تا زمان حکومت پهلوی اول و منع عزاداری در قریه العباد مرسوم بوده که دسته جات عزا در روز نهم به دنبال جریده ی حضرت عباس حرکت مینموده و در تمام منازل اهل قریه رفته و به سنج زنی و نوحی خوانی میپرداخته اند. اما در حال حاضر که خارج میگردند به جای منازل در مساجد قریه و حسینیه ی معروف آن رفته و به سینه زنی و نوحه خوانی پرداخته، در خاتمه دعا و فاتحه خوانی مینمایند
ناگفته نماند که مراسم شبیه خوانی نیز همه ساله در قریه العباد تا زمان ممانعت پهلوی از عزاداری به طور مفصل اجرا میگردیده و در ایام دهه ی عاشورا وقایع کربلا را به نحو جالبی برای مردم به نمایش میگذارده اند، اما حالیه در روز عاشورا و موقع برداشتن نخل، ذوالجناح بی صاحب تشبیهی امام و قنداقه حضرت علی اصغر علیه السلام و حجله ی حضرت قاسم و کاروان اسرای کربلا به سوی کوفه را به دنبال نخل و در مسیر عزاداری نمایش میدهند.
ضمناً از قدیم الایام که تیغ زدن همه جا رایج بوده عده ای هم در روز عاشورا کفن پوشیده و قمه به دست در جلوی نخل حرکت میکرده و تیغ میزده اند که زمان پهلوی و منع عزاداری منع و متروک گردیده است.
سید ابو رضا راوندی قریه العباد را مدح نموده
علامه بزرگوار سید ابی الرضا حسنی راوندی کاشانی قدس الله سره که از مشاهیر، فقها و علمای سده ی ششم کاشان است و شرح حال وی در دیوان اشعارش که در سنه ی ۱۳۳۶ شمسی در چاپخانه ی مجلس به چاپ رسیده مفصلاً ذکر شده، در مدح مجدالدین عبید الله (فینی) کاشانی که در سال ۵۱۸ هجری قمری به اصرار سلطان سنجر سلجوقی عهده دار منصب وزارت بوده و خدمات گرانبهایی به کاشان و مردم آن نموده و مورد احترام اهالی کاشان، خاصه علامه سید ابی الرضا راوندی بوده، موقعی که از کاشان به قریه العباد میرود و مدتی کوتاه در آنجا به یک علتی اقامت مینماید.
مرحوم سید ابی الرضا به مناسبت دوری مجدالدین از کاشان و مردم آن و احترام وی شعری را سروده و در آن نام قریه العباد را ذکر کرده و از قریه العباد و اهالی آن مدح نموده که شعر نامبرده از این قرار است:
و قال یمدحه و ذلک عند خروجه من قاسان الی قریه قباد
ماذا لقریه عباد و ساکنها ⁕ من سابق قدست اهلا و جیرانا
قریه صارت البلدان تحسدها ⁕ اذ بزت العز امصاراً و بلدانا
فهذه مقلتا کاشان مجهشه ⁕ تستمطران دموعاً ویح قاسانا
یا ویحها حین خلّاها معطّله ⁕ من المکارم مجد الدین نزعانا
تاریخ نخل قریه العباد
همان گونه که قبلاً اشاره شد در هفت فرسخی کاشان و قرب زیارت امامزاده علی عباس قریه ای است که نام کنونی آن دِهآباد و نام قدیم آن قریه العباد است.
در این قریه حسینیه ای است که متجاوز از پانصد سال قدمت دارد و در آن نخلی هست که همه ساله روز عاشور و بیست و یکم ماه مبارک رمضان برای عزاداری برداشته میشود و بر صفحه ی جلو و عقب آن خودهای جالبی را که از مس ساخته شده نصب مینمایند، بر اطراف این خودها بعد از صلوات کبیره نام واقف و تاریخ وقف و نام حسینیه ای را که این خودها برای نخل آن وقف گردیده حکاکی نموده اند. بر اطراف یکی از این خودها چنین نوشته شده:
وقف بر حسینیه قریه العباد نمود ولا علی خلف مرحوم جعفر لارو. هر کسی طمع کند به لعنت خدا و نفرین رسول گرفتار شود سنه ۱۲۵۴ هجری قمری.
و بر دیگری که تاریخش از همه قدیمی تر است سنه ۱۰۲۶ قمری هجری را نوشته و حکاکی کرده اند.
این مدرک موجود و معتبر گواهی میدهد که حسینیه و برداشتن نخل در آن زمان در اماکن شیعه نشین ایران از جمله دِهآباد مرسوم و رایج بوده اما تأسیس آن همان گونه که ذکر در صفحه ی ۶۶۳ تا ۶۶۵ با ذکر ادله و مدارک به آن اشاره شده در زمان آل بویه (سلاطین دیلمی) که عزاداری به صورت حرکت دسته جات را رایج نمودند پایه گذاری و پیدا شده و سپس در همه جا رایج گردیده که تا به امروز ادامه دارد.
علاقه مندان میتوانند برای اثبات این مطلب به حسینیه ی دِهآباد و مجموعه ی آثار تاریخی و مذهبی شهر نطنز خاصه حسینیه ها و نخل های آن مخصوصاً حسینیه و مسجد سرشگ و آفوشته مراجعه نموده و با مشاهده ی این آثار و مدارک تاریخی و تحقیق از اداره ی میراث فرهنگی نطنز و اصفهان و کاشان مطالب گفته شده را تصدیق نمایند.
در ایام محرم یکی از اصلی ترین وسایل عزاداری در دِهآباد نخلی است با ۴ متر طول، ۵/۲ متر عرض و ۳ متر ارتفاع که تعداد کاسه های آن به ۵۰ عدد میرسد این کاسه ها در جلو و عقب نخل قرار دارند جنس کاسه ها از مس بوده و همچون کلاهخود هستند. نخل دارای ۴ پایه است که در زیر آن قرار دارد و ۱۰ دسته که در طرفین نخل ۲ طرف آن قرار دارد از روی تاریخ ذکر شده بر روی کاسه های متصل به نخل که قدمت آنها را به ۸۰۰ سال پیش میرساند و این میتواند خود دلیلی بر قدمت عزاداری مردم باشد میتوان به علاقه ی مردم این روستا به خاندان عصمت و طهارت بالاخص امام حسین (ع) از گذشته ی دور تا به حال پی برد. نخل به وسیله ی پار چه هایی که مردم نذر کرده اند تزئین شده و در قسمت جلو آ ن در طرف جپ و راست نخل دو تمثال حضرت علی اکبر (ع) وحضرت علی اصغر (ع) میباشند نصب شده است.
با توحه به سخن پیشینیان این نخل حدود ۲۵۰سال قبل ساخته شده است و سازندگان آن دو نجار از روستای اطراف نطنز به نام چیمه رود بوده اند (ولی کاسه های آن همانطور که ذکر شد قدمت ۸۰۰ ساله دارد) که در طول سه ماه اقدام به ساخت آن نموده اند و این به همت طایفه ای از طوایف روستا به نام شاهرخی بوده و اینک هم متعلق به آن طایفه میدانند. این نخل در طول سال در دوروز به سوی قبرستان مسلمین حمل میشده که روز عاشورا و بیست ویکم ماه مبارک رمضان بوده و پس از رحلت امام خمینی (ره) در چهاردهم خرداد هر سال که مصادف با سالگرد ارتحال آن امام بزرگوار است نیز به سوی قبرستان وگلزار شهدا حمل میشود و به سوی حسینیه باز میگردانند. لازم به ذکر است که هنگام حمل ونقل، هر پایه ی آن توسط طایفه ای بلند میشود (نخل بر اساس ابعاد ذکر شده از جنس چوب که مردم آن را به عنوان جناره ی امام حسین (ع) وحضرت علی (ع) تشییع مینمایند).
الف) مراسم اول محرم تا پایان شب هشتم
این مراسم از شب اول تا شب هشتم با عزاداری هیئت جوانان (متوسلین حضرت ابوالفضل العباس) و کودکان (متوسلین حضرت علی اصغر) به شکل سینه زنی و زنجیرزنی ادامه مییابد. هیئت حضرت ابوالفضل هر شب در ساعت خاصی از مسجد قائم که در قسمت پایین روستا قرار دارد به سوی مسیرهای از قبل تعیین شده حرکت کرده و در طول مسیر مردم با دود کردن اسپند به استقبال هیئت میآیند سپس هیئت عزادار در حیاط حسینیه توقف نموده و عزادارانی که از قبل در حیاط حسینیه توقف نموده و عزادارانی که از قبل در حیاط حسینیه تجمع نموده اند با آنها همراه میشوند و به عزاداری میپردازند پس از پایان مراسم زنجیرزنی، هیئت عزاداری را با سینه زدن ادامه داده وارد سالن حسینیه میشود. هیئت کودکان (حضرت علی اصغر علیه السلام) هر شب از جلوی مغازه ی واقع در مرکز روستا با زدن زنجیر به سوی مسجد جامع که در ضلع شرقی روستا واقع است حرکت میکند و در مسیر خود از مقابل حسینیه نیز میگذرند. اعضای هیئت پس از مراسم زنجیرزنی، جهت شرکت در مراسم سخنرانی، در سالن حسینیه مینشینند. پس از مراسم سینه زنی در داخل حسینیه از مردم عزادار با چای پذیرایی میشود در این هنگام گروه خاصی که همواره پای منبر مینشینند به همراه یک سرگروه، اشعاری را که به پامنبری معروف میباشد در رثای حضرت امام حسین میخوانند این اشعار تا شب تاسوعا به یک صورت تکرار و خوانده میشود بدین ترتیب که سرگروه میخواند گروه همراه پاسخ میدهد اشعاری که در این شب ها خوانده میشود با آهنگ خاصی همراه است هر شب از نظر آهنگ با دیگری متفاوت است. گروهی هم که در پای منبر مینشینند گروه خاصی بوده و از یک طایفه میباشند. متن اشعاری که به صورت پامنبری در طول این شب ها خوانده میشود به شرح زیر است.
محرم آمد و آمد محرم ⁕ زمین و آسمان بگرفته ماتم
محرم آمد و هنگام شین است ⁕ همه عالم عزادار حسین است
محرم آمد و عالم ملول است ⁕ عزای قره العین رسول است
شب قتل حسین بی گناه است ⁕ فلک سرگشته و عالم سیاه است
سکینه هم غریب و هم یتیم است ⁕ ز دیدار پدر او بی نصیب است
چه شوری بود کاندر کربلا شد ⁕ چرا زینب اسیر اشقیا شد
دو دست از قامت عباس جدا شد ⁕ علی اکبر اسیر اشقیا شد
این اشعار با اضافه کردن واژه هایی چون عزاداران هواداران توسط گروه و همراهان با لحن خاصی اجرا میشود.
مراسم شب تاسوعا به بعد
در شب تاسوعا مراسم تا هنگام خواندن پامنبری به صورت شب های قبل میباشد با این تفاوت که در این شب اشعار محتشم کاشانی به عنوان پامنبری شب نهم خوانده میشود. اشعاری با مطلع:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است ⁕ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
با خواندن پامنبری و پایان یافتن روضه خوانی، مراسم حمل حجله قاسم و کشته بدین ترتیب آغاز میشود عده ای از عزاداران جوان که از قبل در بیرون حسینیه مشغول آماده کردن وسایل برای اجرای مراسم بوده اند با حمل حجله قاسم که با پارچه ی سیاهی پوشانده شده و یک نفر درون آن خوابیده و درب های چوبی که روی هر کدام از آن ها یک نفر موسوم به کشته خوابیده و روی او پارچه ی سفید آغشته به خون انداخته اند و با خواندن اشعاری با لحن خاص وارد حسینیه میشوند تمام چراغ های حسینیه خاموش میشود و کشته ها و حجله قاسم در داخل حسینیه دور میزنند و مردم در حالی که آن ها را همراهی میکنند و سینه میزنند و اشک میریزند اشعار زیر را میخوانند.
علمدار رشیدم برادر ای ابوالفضل ⁕ جوان ناامیدم برادر ای ابوالفضل
مرا شد خاک و بر سر چه از بیداد کافر ⁕ من از داغت خمیدم برادر ای ابوالفضل
ز تن دستت جدا شد قدم از غم دو تا شد ⁕ ز دنیا دل بریدم برادر ای ابوالفضل
نخواهم زندگانی در این دنیای فانی ⁕ پس از داغت چه دیدم برادر ای ابوالفضل
چو رفتی از کنارم تو ای سقّای زارم ⁕ سیه روز سفیدم برادر ای ابوالفضل
لازم به ذکر است پس از خواندن هر بیت توسّط سرگروه عزاداران بیت اوّل را پاسخ میدهند پس از زدن سه دور داخل حسینیه گروه از همان محل که وارد شده است خارج میشود حجله ی قاسم و درهای حامل کشته را با احترام خاص به زمین میگذارند و بدین ترتیب مراسم شب تاسوعا پایان مییابد.
مراسم روز تاسوعا
از ساعات اولیّه ی روز تاسوعا عزاداران در مسجد پائین روستا (مسجد قائم (عج)) تجمع نموده تا همراه با هیئت روستا به خانواده های معظم شهدای روستا سر بزنند. آن ها در طول مسیر با زنجیر زنی به عزاداری میپردازندو جلوی درب منازل تمامی شهدا توقف مینمایند و بعد از قرائت فاتحه و پذیرایی با شربت و خرما و شیرینی از طرف صاحب منزل به مسیر خود ادامه میدهند. میتوان گفت که تقریباً از تمامی محل های اصلی روستا عبور مینمایند و مردم با روشن کردن اسپند و دادن شربت و شیرینی و میوه و ذبح گوسفند از آن ها پذیرایی و استقبال میکنند. هیئت پس از عبور از مسیرهای ذکر شده وارد حسینیه میشود و بعد از روضه خوانی و اقامه ی نماز ظهر به صرف نهار به داخل حسینیه دعوت میشوند. در بعدازظهر تاسوعا مراسم تعزیه ی حضرت عباس برگزار میشود که سه ساعت طول میکشد. پس از پایان یافتن تعزیه مردم عزادار شخصی را نقش حضرت عباس را در تعزیه اجرا کرده بر روی دست بلند میکنند و در حالی که سینه میزنند شعر زیر را میخوانند.
عباس نوجوانم برادر ای ابوالفضل ⁕ سقّای کودکانم برادر ای ابوالفضل
آب آور سکینه برادر ای ابوالفضل ⁕ آن شاه بی قرینه برادر ای ابوالفضل
دست از تن جدا شد برادر ای ابوالفضل ⁕ بر کودکان جفا شد برادر ای ابوالفضل
چشم از جهان تو بستی برادر ای ابوالفضل ⁕ پشت مرا شکستی برادر ای ابوالفضل
مراسم شب عاشورا
مراسم شب عاشورا تا قبل از خواندن پامنبری همانند شب های قبل است ولی اشعاری که در این شب به عنوان پامنبری خوانده میشود با دیگر اشعار که در شب های قبل خوانده میشدند متفاوت است. اشعار به این ترتیب است:
امشب همان شب است که فلک نیلگون شود ⁕ فردا حسین تشنه جگر غرق خون شود
پس با زبان پرگله گفت آن بضعه الرسول ⁕ رو کرد در مدینه که یا ایها الرسول
ای مونس شکسته دلان حال ما ببین ⁕ ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین
امشب که شام قتل شهنشاه اولیاست ⁕ ای وای ماتم نشین محمد صاحب عزا خداست
گروهی که در پای منبر و کنار سرگروه نشسته اند پس از خواندن هربیت توسط سرگروه بیت اول را در جواب او میخوانند. سرگروه در حین خواندن این اشعار با واژه هایی چون «یا امام»، «یا شهید»، «یا غریب» و «ای وای» سعی در سوزناک تر کردن لحن این اشعار را دارد. پس از مراسم پامنبری و روضه خوانی، مراسم با حمل حجله ی قاسم و کشته با خواندن اشعار زیر ادامه مییابد:
بر عیال شاه دین امشب وداع آخر است ⁕ زینب غم دیده را خاک مصیبت بر سر است
ما غریبیم ای پدر بی حبیبیم ای پدر ⁕ اندر این دشت بلا در میان اشقیا
با دل پر حسرت امشب امّ لیلا بی فکار ⁕ شانه زن بر کاکل موی علی اکبر است
امشب است آن شب که زینب در میان قتلگه ⁕ گه به بالین علی اکبر و گه اصغر است
امشب است آن شب که فردا از جفای ساربان ⁕ دست شاهنشاه بی لشکر جدا از پیکر است
امشب است آن که شاه بی خیل و حشم ⁕ پاره پاره از دم شمشیر و تیغ و خنجر است
کی پدر جان الوداع شاه خوبان الوداع ⁕ ای پدر بعد از تو کی ما را پناه و یاور است
بعد از پایان این مراسم و خروج از حسینیه عده ای از عزاداران با حمل علامتهای مخصوص و سنج و دهل زنان همراه با یک سرگروه که اشعار زیر را میخواند و بقیه پاسخ میدهند، از مسیری معین که هر ساله تکرار میگردد به سوی گلزار شهدا و قبور مسلمین حرکت مینمایند این مسیر معین عبور از جلو مساجد میباشند (۲ مسجد) و در طول مسیر هر گاه به مسجد میرسیدند ضمن توقف گروه و قطع صدای سنج و دهل سرگروه دعایی میخواند و همراهان آمین میگویند، متن دعا چنین است:
المومنین و المومنات....المسلمین و المسلمات
روح۱۲۴۰۰۰پیغمبر خدا را شاد... روح ۱۲ امام و ۱۴ معصوم پاک را شاد... صاحبان این بنا را جدیداً و قدیماً شاد... بخوانید فاتحه مع الصلواه
شب قتل حسین بی گناه است ⁕ فلک سرگشته و عالم سیاه است
محّـرم آمـد و آمـد محّـرم ⁕ زمین و آسمان بگرفته ماتم
گروه: شب قتل حسین بی گناه است ⁕ فلک سرگشته و عالم سیاه است
سرگروه: محرم آمد و هنگام شین است ⁕ همه عالم عزادار حسین است
گروه: شب قتل حسین بی گناه است ⁕ فلک سرگشته و عالم سیاه است
سرگروه: محرم آمد و عالم ملول است ⁕ عزای قره العین رسول است
گروه: شب قتل حسین بی گناه است ⁕ فلک سرگشته و عالم سیاه است
سرگروه: چرا قاسم عروسیش عزا شد ⁕ چراغ حجله اش ماتم سرا شد
گروه: شب قتل حسین بی گناه است ⁕ فلک سرگشته و عالم سیاه است
سرگروه: سکینه هم غریب و هم یتیم است ⁕ ز دیدار پدر او بی نصیب است
گروه: شب قتل حسین بی گناه است ⁕ فلک سرگشته و عالم سیاه است
پس از رسیدن به قبرستان و قطع صدای سنج و دهل و خواندن یک فاتحه در حالی که دیگران گوش میدهند سرگروه به قرائت آیه الکرسی میپردازد تا به آخر قبرستان برسند پس سنج و دهل مجدداً زده میشود و همان اشعار دوباره تکرار میگردد و این بار از مسیری متفاوت با قبل به سوی حسینیه باز میگردند. بدین ترتیب مراسم شب عاشورا به پایان میرسد.
صبح روز عاشورا با شنیدن صدای نقاره از بلندگوی حسینیه اکثر اهالی روستا در محوطه ی حسینیه جمع میشوند در این روز تمام مغازه ها تعطیل است و قریب به اتفاق کشاورزان در حسینیه حاضر میشوند. پمپ چاه های آب خاموش و هیچ گونه کار و فعالیتی در این روز انجام نمیگیرد.
در این هنگام صحن حسینیه به وسیله ی خیمه و بارگاه اهل بیت حضرت امام حسین علیه السلام جهت انجام مراسم تعزیه خوانی ابا عبد الله الحسین آماده میشود. انجام مقدمات فوق و هدایت بازیگران (تعزیه خوانان) توسط یکی از اهالی روستا که از دبیران آموزش و پرورش میباشد انجام میگیرد. مراسم تعزیه خوانی توسط همان گروهی که در روز عاشورا تعزیه حضرت عباس علیه السلام را اجرا کرده اند صورت میگیرد این تعزیه خوانی حدوداً سه ساعت به طول میانجامد و طوری تنظیم میشود که در ظهر عاشورا با کشته شدن امام حسین و آتش زدن خیمه پایان یابد و بعد از کشته شدن امام حسین در تعزیه کسی که نقش امام حسین علیه السلام را اجرا کرده روی دست بلند میکنند و در حالی که بر سر و سینه ی خود میزنند یک صدا میخوانند:
وای حسین کشته شد ⁕ سرش چه شد نیزه شد
سپس وارد سالن حسینیه میشوند. بعد از آن پای منبری توسط گروه همیشگی خوانده میشود که اشعار آن از بند اول ترکیب بند محتشم است با این مطلع که:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است ⁕ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
به محض پایان یافتن پامنبری و روضه خوانی عزاداری بدین ترتیب ادامه مییابد. ابتدا حجله ی قاسم و کشته ها را به همان شکل که قبلاً شرح داده شد به محوطه ی حسینیه میآورند با این تفاوت که در این روز این شعر خوانده میشود:
ای شبه روی مصطفی مادر مادر ⁕ ای کشته ی تیغ جفا مادر مادر
مادر که کشت از تیغ خونحوارت زارت ⁕ بنمود یا مرگ اندرین دارت کارت
ما را نصیب از وصل گلزارت خارت ⁕ کرد اندرین دار فنا مادر مادر
رعنا جوانم شبه پیغمبر اکبر ⁕ بر حال زار مادرت بنگر مادر
از کین ربودش قزم دون معجر ⁕ در این دیار پر بلا مادر مادر
مادر قد بابت زبار غم شد خم ⁕ کردی به داغش اندر عالم چون او هم
شد چشم حسین از گریه ماتم چون یم ⁕ رفت از دل آهم بر سماء مادر مادر
بعد از این که کشته ها و حجله قاسم چند دور داخل محوطه حسینیه گردانده شدند از حسینیه خارج میشوند و بعد از خروج آنها شتر سوارانی که با پارچه های سیاه روی خود را پوشانده اند و کیسه ای پر از کاه همراه خود دارند در حالی که کاه بر سر و روی خود میریزند وارد حسینیه میشوند و اشعار زیر را با هم میخوانند:
ای عازم شاه بلا بیچاره زینب ⁕ ای یا دو صد غم مبتلا بیچاره زینب
خواهر دریغا از وطن آواره گشتی ⁕ در این دیار پر بلا بیچاره گشتی
یعنی اسیر فرقه ی اشرار گشتی ⁕ بی مونس و بی اقربا بیچاره زینب
خواهر دم دیگر حسین را کشته بینی ⁕ در خاک و خون پیکرش آغشته بینی
اقبال خود را سر به سر برگشته بینی ⁕ کن صبر و در این ماجرا بیچاره زینب
خواهر دم دیگر ذلیل و خوار گردی ⁕ یعنی اسیر فرقه ی خون خوار گردی
بر کاروان بی کسان سالار گردی ⁕ گردی به هر شهر از جفا بیچاره زینب
این گروه که یادآور اسیران کربلا هستند در حالی که خواندن اشعار را ادامه میدهند به سوی گلزار شهدا حرکت میکننددر این حال عده ای زیر نخل را گرفته در حالی که یا امام یا امام گویان نخل را بلند میکنند به همراه علم پشت شتر سواران به سمت گلزار شهدا حرکت میکنند و در این حین دو نفر سنج و دهل میزنند و مردم نیز آنان را همراهی کرده و میخوانند:
روز عزاست امروز جان در بلاست امروز ⁕ غوغای روز محشر در کربلاست امروز
چه کربلاست امروز چه پربلاست امروز ⁕ غوغای روز محشر در کربلاست امروز
گریید ای محبان بر ماتم شهیدان ⁕ زاری کنید و شیون واحسرتاست امروز
روز عزاست امروز جان در بلاست امروز ⁕ غوغای روز محشر در کربلاست امروز
چه کربلاست امروز چه پربلاست امروز ⁕ سر حسین مظلوم از تن جداست امروز
چه کربلاست امروز چه پربلاست امروز ⁕ سر همه ی شهیدان از تن جداست امروز
بی آب مانده اصغر نخورده شیر مادر ⁕ فرزند شهربانو تا کی رواست امروز
در طول مسیر مردم با قربانی کردن گوسفند به استقبال نخل میآیند.
پس از رسیدن به گلزار شهدا سواران از شترها پیاده میشوند و شترها به دست ساربان سپرده میشود و نخل را نیز در محل مخصوص که از سالهای قبل تعیین شده چند دور گردانده و روی زمین میگذارند و پس از قرائت فاتحه این دعا را میخوانند و آمین میگویند:
المومنین و المومنات....المسلمین و المسلمات
روح۱۲۴۰۰۰پیغمبر خدا را شاد... روح ۱۲ امام و ۱۴ معصوم پاک را شاد... صاحبان این بنا را جدیداً و قدیماً شاد... بخوانید فاتحه مع الصلواه
سپس دو نفر سنج و دهل می زنند و همراه یک سرگروه که در جلو گروه حرکت می کند تا به قبور شهدا و تازه گذشتگان برسند که در حین حرکت اشعار زیر را میخوانند:
صد فغان وشین یا رسول الله ⁕ کشته شد حسین یا رسول الله
کو حسین تو یا رسول الله ⁕ نور عین تو یا رسول الله
بعد از رسیدن به قبور شهدا وتازه گذشتگان صدای سنح ودهل قطع وسرگروه دستور خواندن فاتحه را میدهد بعد از قرائت فاتحه مجدداً سنج ودهل زنان به سوی قبور دیگر شهدا حرکت میکردند پس از پایان یافتن قبور به سمت نخل حرکت میکردند در ضمن در این فاصله که مردان برای زیارت قبور میرفتند زنان کنار نخل جمع میشدند وشیرینی وشکلات که برای برآوردن حاجات خود نذر کرده بودند بین مردم پخش میکردند
پس از آنکه همگی در کنار نخل جمع شدند سنج ودهل زده میشود ونخل از جا بلند میگردد کسانی که زیر نخل قرار میگیرند یا امام امام گفته و نخل را حرکت میدهند عزاذاران که اشعار زیر میخوانند همراه نخل به سوی حسینیه حرکت میکنند:
یاران، امام ما را وقت نماز کشتند ⁕ آن حجت خدا را وقت نماز کشتند
والشمس والضحی را وقت نماز کشتند ⁕ یا سین والضحی را وقت نماز کشتند
فرزند مصطفی را وقت نماز کشتند ⁕ آن حجت خدا را وقت نماز کشتند
حسین سر جدا را وقت نماز کشتند ⁕ عزیز مصطفی را وقت نماز کشتند
در مسیربازگشت به علت عبور از مقابل مسجد جامع، جلومسجد توقف کرده ونخل را به زمین گذاشته ویک نفر به چاووش خوانی میپردازد که اشعار آن بر گرفته از بند اول تر جیع بند محتشم میباشد پس ازآن نماز ظهر عاشورا به امامت روحانی محل برگزارمی شود پس از آن نخل را را به حسینیه برده ودر محل خود قرار میدهند این مراسم با پذیرایی در حسینیه پایان میپذیرد. بعد از ظهر عاشورا هیئت عزادار به زیارت امام زاده آقا علی عباس (ع) میرونداو از فرزندان امام موسی کاظم میباشند و در ۱۲ کیلومتری روستا واقع است.
شب پس از زنجیر و سینه زنی گروهی که پای منبر نشسته اند شروع به خواندن پا منبری میکنند که اشعار آن اینچنین است:
زدست توفلک میزنم فریاد ⁕ زجور وزجفاکرده ای بیداد
حیف ناید که زنی چوبش ⁕ بر لب ودندان نیکویش
این سر که به تشت طلا میباشد ⁕ این خامس آل عبا میباشد
اکنون رحمی به سرش میکن ⁕ شرم از جدّ و پدرش میکن
من دختر جضرت زهرایم ⁕ اکنون به خرابه شده جایم
من زینب بی کس و گریانم ⁕ سر حلقه ی جمله اسیرانم
پس از آن مراسم روضه خوانی و سپس شام غریبان است.
شام غریبان ضمن تشکیل دو گروه با حمل کشته و روشن کردن شمع در سینی همراه است به این ترتیب که یک گروه حرکت میکند و اشعار را میخواند و گروه دوم مینشیند روی زمین تا گروه اول اشعارش تمام شود سپس گروه دوم بلند شده و حرکت میکند و اشعار مخصوص شام غریبان را میخواند.
شام غریبان سحر ندارد ⁕ آه یتیمان اثر ندارد ⁕ مظلوم حسینم محروم حسینم
ای عمه زینب ما خوار و زاریم ⁕ در این بیابان منزل تداریم ⁕ مظلوم حسینم محروم حسینم
ای ساربانم کمتر جفا کن ⁕ دست حسین من را رها کن ⁕ مظلوم حسینم محروم حسینم
ای اصغر من ای طفل بی شیر ⁕ گشتی تو سیراب از ناوک تیر ⁕ مظلوم حسینم محروم حسینم
ای تازه داماد قاسم کجایی ⁕ از نو عروست چرا جدایی ⁕ مظلوم حسینم محروم حسینم
بیچاره زینب در بی نصیبی ⁕ یک جا اسیری یک جا غریبی ⁕ مظلوم حسینم محروم حسینم
یک جا بر اشتر زینب سواره ⁕ یک جا نموده اعدا نظاره ⁕ مظلوم حسینم محروم حسینم
یک جا اسیرم یک جا غریبم ⁕ در جنگ اعدا من دستگیرم ⁕ مظلوم حسینم محروم حسینم
بدین ترتیب شام غریبان هم به پایان میرسد و در طول این شبها پس از پایان مراسم یکی از مداحان دعای زیر را میخواند:
بار الها به رسول مدنی ⁕ الهی آمین!
به شه کشور اسلام علی ⁕ الهی آمین!
به حسن کشته الماس جفا ⁕ الهی آمین!
به حسین تشنه لب کرب و بلا ⁕ الهی آمین!
تو بکن حاجت این جمع روا ⁕ الهی آمین!
کن نصیب همگی کرب و بلا ⁕ الهی آمین!
بعد از دهه اول محرم فقط شب ششم بعد از عاشورا هیأت همچون شب های دهه اول مسیر قبلی را پیموده و به عزاداری میپردازد و و تا پایان محرم صرفاً مراسم روضه خوانی در حسینیه برگزار میشود.