- زَغالzaγăl
- زغال.
- زَغانzaγγăn
- زقوم، چیز بسیار تلخ یا ترش و ناگوار.
- زَغنِبیدzaγnebid
- زقنبود، زهر، خوراک جهنمی.
- زُغورَتzoγūrat
- سختی و رنج بسیار.
- زَمین دَغzamin daγ
- زمینی که هموار و سفت و سخت است و مدّتی در آن آب می ماند.
- زَنَغدانzanaγdăn
- زنخدان.
- زَوغzawγ
- ذوق.
- زَوغ زِدَ / زَوغیzawγ zeda / zawγi
- ذوق زده.
- زیغمالziγmăl
- تنبیه سخت از طریق فشردن.
↑ بازگشت به بالای صفحه