- چارداغčărdăγ
- چهارطاق، دری که کاملاً باز است، ( چار داق راکَردَن بَر = دو لنگه ی در را تماماً باز گذاشتن ).
- چارغَتčărγat
- چارقد، روسری.
- چاغُ چِلَّčăγo čella
- بسیار چاق.
- چاغُ چَمبیلčăγo čambil
- چاق و فربه.
- چَرا غُوَّčară γovva
- چراغی که به وسیله ی قوّه روشن شود، چراغ قوّه ای.
- چَغالَčaγăla
- چغاله.
- چَغدَرčaγdar
- چه قدر؟
- چَغوčaγū
- چاقو.
- چَغولیčaγūli
- ( ترکی ) سفارش کسی به تنبیه دیگری، گله، شکایت.
- چِف / چِفدčef / čefd
- آلتی که با آن در را می بندند، دگمه لباس، چفت.
- چُلُغčoloγ
- کسی که دستش معیوب است، لَنگ.
- چَم داغِنووَنčam dăγenūwan
- با دقت به جیزی نگریستن، حواس خود را جمع کردن.
- چَم غُرَّčam γorra
- نگاه خشم آلود.