- هاف / آفăf / hăf
- چوب کوچک که در هنگام شانه زدن قالی به کار می رود.
- هاگِرَتَّن / آگِرَتَّنhăgerattan / ăgerattan
- گرفتن، تحویل گرفتن.
- هِچُو / هِشُوhešow / hečow
- دیشب.
- هِرَّ / اِرَّerra / herra
- ارّه.
- هِزَم / اِزَمezam / hezam
- هیزم.
- هَزیگان/اَدیگانhazigăn/adigăn
- هذیان.
- هِشَ / اِشَeša / heša
- امشب.
- هُشنُشو/اُشنُشوhošnošū/ošnošū
- عطسه.
- هُغ دِربَسَّنhoγ derbassan
- حالت تهوّع داشتن.
- هَغ لوکّیhaγ lūkki
- شتر نری که وارد سال سوم می شود.
- هَغ مَجّیhaγ maĵĵi
- بچّه شتر ماده ای که وارد سال سوم می شود.
- هَمَ / اَمَama / hama
- ما ( ضمیر ).
- هُناغhonnăγ
- خنّاق، گلو درد، نوعی نفرین.
- هَندَغhandaγ
- گودال، خندق.
- هَندَغبَماسووَhandaγ bamăsūwa
- نوعی نفرین، کسی که حلق و گلویش به شدت سرما خورده است.
- هَندینیَجِربَغَلنووَنhandiŋya ĵer baγal nūwan
- هندوانه زیر بغل گذاشتن، تعریف اغراق آمیز از توان مخاطب.