- سَ غولsa γūl
- سه قلو.
- سارُغَsăroγa
- بغچه ی لباس، پارچه ی چهار گوشی که در آن لباس نهند و بندند.
- ساغ چَناریsăγ čanări
- رنگی به شکل ساق چنار.
- سال نوغیsăl nūγi
- سال نو.
- سَتی سَماغsati samăγ
- کودک زیرک و زبان آور.
- سَر بَند / بَندَsar band / banda
- موسم، دوره.
- سَر داغsar dăγ
- سربرهنه، بی حجاب.
- سَر غَدَم شُدَنsar γadam šodan
- دستشویی رفتن.
- سَراغsarăγ
- سراغ، پرسش، آگاهی.
- سَراغ نَسیگَsarăγ nasiga
- پرسش زیاد، کسب خبر بیش از حد.
- سُرُد / سُرُتsorot/sorod
- چوب نگهدارنده بالای در.
- سَرگین داغsargin dăγ
- جوشانده ی سرگین برای درمان چشم درد.
- سَغsaγ
- کام، سقف دهان.
- سَغ آرگِرَتَّنsaγ ărgerattan
- کام کودک را بر داشتن.
- سَغَت نووَنsaγat nūwan
- مردن، میراندن ( در مقام توهین به کارمی رود ).
- سُغُلَsoγola
- جاروی کهنه و به آخر رسیده.
- سِغل کَردَنseγl kardan
- سنگین شدن معده و درد کردن آن از بسیار خواری.
- سُغُل مُچوsoγol močū
- گلوله مشت به طوری که انگشت شست در بین انگشتان برآمده باشد.
- سُغُلوsoγolū
- کفش کوچک.
- سَماغsamăγ
- سماق.
- سَن غَلتانsan γaltăn
- غلتک.
- سَنگُ سَغالsango saγal
- سنگ وسفال.
- سَنگ غَلتانsang γaltăn
- غلتک سنگی.
- سیسَن غوروsisan γūrū
- سیخور، تشی، خارپشت.